دوسالانه

اول از همه با نقاشی آرش به مناسبت روز مادر شروع میکنم....واقعا ذوق کردم وقتی این پوستر کادو پیچ شده را به من داد با اون نوشته زیبا که پشت پوستر برای من نوشته بود.

پسر ارشد و بامحبت من در تولد دوست گل و مهربونش نیما جون

 

آش دندونی

پسری که با پاش زده آش را ریخته، تازه ذوقم میکنه!

آرش در اٌلدپورت-مونتریال

آرانی

وقتی آرش برای آران خط مشی تعیین میکنه و آران هم با دقت گوش میدهچشمک

آران در روروئک و در حال آوازخوانی!

به همراه بابک جون و آیلا کوچولو در راه اتاوا.....هر سه دارن قاصدک فوت میکنن تا به آرزوهاشون برسن...الهی آمین

فستیوال لاله های اتاوا....در یه روز سرد و بارونی

 

داداشی های گل

 

 و حالا یادی از گذشته.....

آرش و دوست همیشگیش الینا جون...اردیبهشت 90

آرش و مانیای دوست داشتنی در فرحزاد...خرداد 90

 بابک خوش تیپ و رژینای خوشگل و آرش در خونه شیوای عزیزم...خرداد 90

22 خرداد 90 امیر مهدی و آرش و شیطنتهای تمام نشدنی شان

 اخرین صبحانه در کن 20 خرداد 90

با عزیزانم...22 خرداد 90

 

همکاران جان...خرداد 90

 

 

 در فرودگاه...خواهر زاده های گلم و آخرین دیدار

 

 

 همه تون رو دوست دارم چه اونهایی که اینجا برای یادآوری عکس ازشون گذاشتم چه اونهایی که در قلبم هستن و عکسشون اینج نیست

 

راستی چقد ارش بزرگ شده در این دوسال...حتم دارم باقی بچه های هم همین اندازه بزرگ شدن و این یعنی ما پیرتر شدیممژه

 

 

 

 

 

 

 

/ 52 نظر / 85 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان اهورا

سلام عزيزم دلم خيلي براي تو و پسراي گلت تنگ شده. خيلي وقته ازت بيخبرم. سارا جونم چرا وقتي تير 92 رو ميزنم باز نمي كنه و ميگه وبلاگي با اين آدرس پيدا نميشه ؟؟؟؟رمزو واست ميذارم عزيزم

مامان اهورا

سارااااااااااااااااا. من نمی تونم پست تیرتو ببینم . اونکاری هم که گفتی انجام دادم ولی نشد

مامان اهورا

نه نشد سارا جونم [ناراحت]

سپیده عمه آریانا

سلام سارا جون خوبید خسته نباشید . جا بجا شدید بسلامتی . گلهای نازم چطورند . صورت ماهشون رو ببوسید . الهی همیشه شاد و سلامت و خرم باشید[ماچ][بغل][قلب][گل][گل][گل][گل]

مامان اهورا

سارا یه فکری به حال من بکن [گریه]

مامان اهورا

نهههههه بخدا درست نشد همون پيغامو ميده [کلافه]

مامان اهورا

اهورا عضو فيس بوكه ادت ميكنم عزيزم

مامان آوا

سلام خانمی. داشتم وب گردی می کردم وبلاگ شما رو هم دیدم و یک سری از مطالبت رو خوندم. امیداورم بزودی به اهدافت برسی. یکی از دوستان من می گفت پنج سال طول می کشه تا همه چیز بعد از مهاجرت نرمال بشه. البته من مهاجرت به کشور دیگه ای رو تجربه نکردم ولی ازدواج، سرکار رفتن، مهاجرت از اهواز به تهران رو تجربه کردم. واقعا یک پروسه زمانی بنج ساله در تغییرات بزرگ لازمه تا همه چیز دوباره اوکی بشه. باز هم برات آرزوی موفقیت دارم.

مامان اهورا

عزیزم خصوصی داری

علیرضا

دوست من... برای همه خوب باش... آنکه فهمید همیشه کنارت خواهد ماند... و آنکس که نفهمید... روزی دلش برای خوبیهایت تنگ میشود...