غم نویس نیستم

در انتهای ذهن مُشَوّش خود
کلمات را تحت تعقیب قرار می دهم !
نه واژه ایی میآبم که شرح حالی باشد
نه جمله ایی که تسکین این دلِ پاره پاره ...

غم نویس نیستم
فقط گاه و بی گاه
آب و هوای دل را مکتوب می کنم ...
همین ! ...
حالا اگر آسمان دل همیشه
سرخ و کبود و غم گرفته است ، چه کنم !؟ ...

با این حال
این سرخی و کبودی آسمان دل را
از خاکستری جنس آدمی
بارها و بارها دوست تر دارم ...

با این حال
گاه و بی گاه لال می شوم
که نکند دلی بلرزد ...
نکند اشکی جاری شود ...
نکند دلی آزرده ...

حال بانگ هایی که همیشه
در درونم
در ذهنم
مرا صدا می زنند
آیا می دانند ؟
می دانند که صاحب این دل پاره پاره
برای پرواز ، پر پر می زند ...

/ 5 نظر / 16 بازدید
مامان سارا

عزيزم سلام[خجالت] ممنون از اينكه به كلبه كوچيك ما اومدي[هورا] دوباره منتظر حضور سبزمان هستيم[چشمک][چشمک][چشمک][چشمک][چشمک] ني ني ناز رو ببوسسسسش[ماچ][بغل][بغل][بغل][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

مامان سالی

ببین تو اینا رو خودت گفتی؟ من تو کف و خونم!!! تو رو خدا فقط بهم بگو اینا از خودته؟

مامان سالی

خیلی زیبا نوشتی...واقعا خودت نوشتی؟ بابا تو خدایی...باریکلله...چاپشون کن...من خواننده پر و پا قرصت می شم[گل][گل][گل]

سمیرا مامان رژین

[ماچ][ماچ]سلام عزیزم ماشا الله قلم خوبی داری موفق باشی مامان سارای گل و اون گل نازت را ببوس[ماچ]

سحر

نمی دانم کدامین روز و کدامین ساعت دیدارت را نوید خواهی داد و چشمانِ خیس ِ اشتیاقم را به گرمای حضورت روشن خواهی کرد ، اما دل ، بی تابانه حضورت را به انتظار نشسته است... سلام خوبی روز بخیر ..وقتی به کلبه دوستام سر می زنم خیلی احساس خوبی دارم یه حس خوب..خیلی ممنون از حضور همیشگی و پرمهرت درکلبم....به روزم دوست داشتی کلبم بازم با عطر قدمهای نازت مزین کن روز پربرکتی داشته باشی [بغل][گل][بغل]