مامان سارا

آرش عزیزمان روز 1شنبه 28 اسفند 84، ساعت 9.35 صبح پا به گیتی نهاد و آران گلمان روز 1شنبه 17 دی 91، ساعت 9:25 شب چشم به این جهان گشود

راه های شناخت حلول ماه رمضان

دیگه دارم می ترکونم اینقد تند تند می آپم، باید برای خودم اسپند دود کنمنیشخند

در آستانه ماه مبارک رمضان بد ندیدم پستی در این رابطه بزارمچشمک

 

چند روز قبل آرش بی مقدمه و با معصومیت خاصی گفت: ســــــــــارالبخند

-: جونـــم؟قلب

-: میشه مثل اونوقتایی که کوچیک بودم، دوباره چادر سرت کنی و نماز بخونی؟مژه

-:تعجب، باشه مامان، ماه رمضون نزدیکه اونوقت می خونمخجالت

احساس رضایت توی صورتش پیدا بودلبخند، دیگه ادامه نداد.

 

گذشت تا دو شب قبل ساعت 11 بود که از من خورش باذمجون خواست منم گفتم بزار ماه رمضون بیاد براتون درست میکنمزبان

 

دیروز توی سرویس اداره در حالی که به خونه برمیگشتیم، آرش و دوست هم سنش بی تا جون خیلی شیطونی می کردن، خواستم یه کم مشغولشون کنم گفتم:

میدونید ماه رمضون نزدیکه و دیگه لازم نیست ظهرها توی مهد بخوابید و چون هر دو تاشون خیلی از خواب ظهر شاکی هستن، خوشحال شدن

در ادامه پرسیدم می دونید ماه رمضون چه ماهیه؟

بی تا جون زود جواب داد: نه، ولی آرش با اعتماد به نفس(مامان فدا بشهبغل) گفت: من می دونم

منم که فکر کردم توی مهد یه چیزایی بهش یاد دادن، گفتم بگو مامان.

گفت: ماهیه که سارا نماز می خونه.

قیافه من دیدنی بودخجالت

و صدای خنده همکارا بود که میشنیدم قهقهه

و البته ادامه داد، تازه ماهیه که سارا برامون خورش بادمجون می پزهخوشمزه

و باز هم احتمالا هم سرویسی هامون توی دلشون می گفتن بیچاره بچه رنگ غذا را نمیبینهشیطان

 

بالاخره امشب براشون خورش بادمجون درست کردم و آرشی ذوق زده میگه واااای مگه ماه رمضون شده و دیگه لازم نیست توی مهد بخوابیمقلب

 منم گفتم بله ماه رمضون داره میرسه و لازم نیست دیگه ظهرها بخوابی.

بعد پرسید: پس چرا فرداها (منظورش هفته قبله) که هنوز ماه رمضون نبود، خورش بادمجون درست کردی؟

گفتم قربونت بشم، خورش بادمجون را که فقط ماه رمضون درست نمیکنن همه غذاها را میشه ماه رمضون درست کرد.

آرش شکموچشمک گفت: آها، می دونم که ماه رمضون غذاهای خوشمزه و شله زرد و حلیم می پزیخوشمزه

این بود راه های شناخت ماه رمضانزبان

   + مامان سارا ; ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٩
comment نظرات ()