مامان سارا

آرش عزیزمان روز 1شنبه 28 اسفند 84، ساعت 9.35 صبح پا به گیتی نهاد و آران گلمان روز 1شنبه 17 دی 91، ساعت 9:25 شب چشم به این جهان گشود

بازم آخر سال

امروز نرفتم اداره چرا مثلا به کارای فردا برسم

آخه فردا صبح باید برم اداره (کرج) امتحان فاینال زبان دارم بعد بدو بدو بیام ونک ساعت 2 جلسه دارم و بعد هم ساعت 6 امتحان فاینال زبان کلاس بیرونم

ولی چه فایده تا چشم باز کردم دویدم تو اینترنت و نی نی سایت بازی تا ساعت 12 بعد هم یه تلفن طولانی شد به خونمون خلاصه 1 تازه شروع کردم امتحان عصر فردا را خوندن که بازم تلفن زنگ زد این بار یکی از دوستان بود که برای وامش ضامنش بودم و گفت امروز باید برم بانک!!!

این بار ساعت 3 با آرش آماده شدیم و رفتیم امیر آباد بانک بعد هم به طرف میرداماد رفتم توی این شلوووووغی آخه آرشی وقت دکتر چشم داشت از 3 ماه قبل. توی چشمش یه لک بود که دکتر گفت چیزی نیست اما سال دیگه بیارش بازم. ویزیتش هم 15000 تومان بود!!!تعجب به نظرم خیلی زیاد اومد نمی دونم ویزیت فوق تخصص ها همینه یا من اینطور فکر کردم

خلاصه از اونجا که ماشین نبرده بودم با تاکسی اومدیم ونک که آقا گرسنه شدن و 1 ساعت در یه فست فودی بودیم هرچی ملت می خوردن با حسرت نگاهشون میکردخوشمزه که مجبور میشدم برم اون را هم براش بگیرم

خلاصه بعد از 4.5 ساعت بیرون بودن رسیدیم خونه و بازم اومدم سر وقت اینترنتو دیگه وقتی نمونده برای درس خوندن

خدایا کی می خوام عاقل بشم!!!!!!!!!!!!!!

زبان این هم برای خودم

 

   + مامان سارا ; ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()