مامان سارا

آرش عزیزمان روز 1شنبه 28 اسفند 84، ساعت 9.35 صبح پا به گیتی نهاد و آران گلمان روز 1شنبه 17 دی 91، ساعت 9:25 شب چشم به این جهان گشود

اسپانیا

آی حال کردم از این بازی. حال کردم از این برد. "ای ول" به اسپانیا.قهقهه

حالا به طرفدارای آلمان بر نخوره ها، جون باید قبول کنن که اسپانیا خیلی بهتر بازی کرد. بابا حالا چرا شما کاسه داغتر از آش شدین خود مربی اونا می گه اسپانیا بهتر بازی کرد و برد حقش بود پس لطفاً شما هم کمی خونسرد باشید و کمتر حرص بخورید.

خودم هم باورم نمی شد بتونم بازی رو ببینم (البته تا دقیقه 75چشمک). ...


دیروز بعد از اداره به اصرار شدید دختر عمه عزیزم رفتیم خونشون، اما اینقد خسته بودم که بعد از شام دلم می خواست زود بیام خونه، خلاصه قبل از بازی رسیدیم خونه (مامان سارا به اتفاق آرش).

طفلک بچم خیلی خسته بود الهی قربونش بشم تا خونه رسیدیم بدون حرف وحدیث خوابید و من هم مشغول جمع کردن وسایل برای فردا صبحش که امروز باشه، شدم و بازی را هم که شروع شده بود    می دیدم. اما اواخر بازی اینفقد خسته بودم که خوابم برد و نتیجه را هم صبح از رادیو شنیدم.

البته بماند که صبح کمی دیرتر بیدار شدم و خیلی خوابم می یامد. سریع وسایل خودم و آرشی را آوردم تو ماشین گذاشتم (این کار در روزهای ماموریت آقای پدر به خودم محول می شه) و بدو رفتم پسر خوابالو (مثل مامانش) را بغل کردم و تو ماشین گذاشتم و راه یکنواخت و خسته کننده تهران-کرج را با خواب آلودگی رانندگی کردم.

اما وقتی خبرای ورزشی را شنیدم کلی سرحال شدم.

   + مامان سارا ; ٩:۱۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٧
comment نظرات ()