مامان سارا

آرش عزیزمان روز 1شنبه 28 اسفند 84، ساعت 9.35 صبح پا به گیتی نهاد و آران گلمان روز 1شنبه 17 دی 91، ساعت 9:25 شب چشم به این جهان گشود

از هر دری سخنی (مصور ;) )

سلامی به گرمی نوشیدن چای داغ در زیر بارش برفمژه

 

اول از همه بگم که کلی تایپ کرده بودم(ده روز قبل) اما امان از این پرشین بلاگ که همه رو قورت داد.عصبانی در واقع این اولی باری بود که بدون تایپ در ورد مستقیم در پرشین بلاگ تایپ کردم که اینجوری شد.اوه

منم با این ذهن قاطی پاتی (شایدم پاطی!)  اصلا نمیدونستم از چی میخوام بنویسم اما شروع کرده بودم به تایپ و دوباره باید اون پروسه رو از نو شروع کنم.

راستی، یه مدتی هم هست پرشین بلاگ مرتب قطع میشه و گاهی برای ارسال یه نظر شده که 10 بار تلاش کردم.

 

وقتی نمیدونم چی بنویسم حالا چرا اصرار دارم آپ کنمسوال

دلیل اصلیش برخی مهربونایی هستن که جویای حال و احوال ما هستن و میپرسن چرا آپ نمیکنیبغل و دلیل بعدیشم اینکه دوست دارم حداقل ماهی یه بار آپ کنم (که به جای ماهی یه بار داره چهل روزی یه بار میشه)خجالت

با این مقدمه امیدوارم از خوندن مطالب نه چندان جذاب این پست خسته نشینزبان 

ادامه مطلب
   + مامان سارا ; ٦:٠۳ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()